پائیزِ من ولی...

متن مرتبط با «شب جمعه ها نخفتن» در سایت پائیزِ من ولی... نوشته شده است

شبِ جمعه

  • نیلوبلاگ

    زندگی را می توان در آخرین قطارِ خطی از خط های مترو، در آخرین روز از هفته دید... سگرمه های در هم... پلک هائی که از هم طلبِ هم آغوشی دارند... چهره های خسته؛ خسته از زندگی ای که معلوم نیست از صبح ـش چقدر به درُ دیوار کوفته اند تا شاید دری به تخته بخورد... از غذا خوردنِ یک دست فروش میانِ محلِ اتصالِ واگن ها،؛ از نقابِ تا شده ی سرباز صفری که از خستگی روی زمین نشسته است. از نگاه های پُر افسوسِ پیر مردی به ساعتش... از رنگِ تیره ی هندزفریِ دختری که عینکش را به پیشانی اش تکیه داده است و دارد میانِ ایستگاه ها، هفت پادشاه را خواب می بیند! از چهره ی خودت در سیاهیِ تونل ها......

    ادامه مطلب
  • دهه های پوشالی

  • نیلوبلاگ

    تصوری که از دهه هشتادی ها دارم، با این فنچ هایی که سیگار گوشه ی لبش ـان هست و خیلی هم زیاد شده اند؛ زمین تا آسمان فرق دارد.همان تصوری که روزی دهه شصتی ها نسبت به دهه هفتادی ها داشتند. بحثِ این دهه و آن دهه نیست، هر دهه ای نخاله و نخبه های خودش را دارد، خواستم بگویم که احساسِ کهنگی دارم، حسِ پیری......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    شب جمعه | شب جمعه زن و شوهر | شب جمعه چکار کردی ناقلا | شب جمعه ایرانی | شب جمعه چیکار کردی ناقلا | شب جمعه کربلا | شب جمعه و اموات | شب جمعه ها نخفتن | شب جمعه چیکار کردی | شب جمعه فیس بوک