روز ها می آیند و می روند، مثلِ آدم ها. شب ها می آیند و می روند، مثلِ آدم ها. تاکسی ها، اتوبوس ها، قطار ها و همه و همه می آیند و می روند، مثلِ آدم ها. اما بعضن هستند کسانی که می آیند و می مانند، می مانند طوری که تمام قطار ها، ایستگاه ها، روز ها و ساعت ها و همه چیز کنارشان می ماند، می ایستد، تو با آن ها زندگی می کنی، کنارشان نفس می کشی و شب ها آن ها را محکم به آغوش، بی انکه حتا ذره ای رفتن ـشان را حس کرده باشی.
روز و شب برایت توفیری ندارد، خواب و بیداری هم، هم. حافظه ات را رفته رفته از کف می دهی و تو می مانی یک دامنِ لک دار از اشتباه هائی که فکر می کردی کمکت می کند، عقب را نگاه می کنی، تاریک است. جلو را نگاه می کنی، ظلمات. سرت را نمی توانی بالا بگیری و همانجا رویِ زانو هایت می نشینی. به حالِ خودت غصه می خوری و موسیقیِ متنِ زندگی ـت می شود "مرثیه ای برای یک رویا"
پیشنهادی| موسیقی متنِ فیلم مرثیه ای برای یک رویا
Clint Mansell - Requiem For A Dream