خرید بک لینک
وقتی به گذشته نگاه می کنیم؛ به گذشته ی دور، به تاریخ بشَّریت، به روز هایی که دیگر کمتر کسی برای دیدنش دقت ـش را جمع می کند و چشمانش را تنگ... چقدر با اشتباهاتِ مضحک روبرو می شویم؟ به چه اندازه حماقتِ بشر قابل استهزا ـست؟ جه نکته های کوچک و اتفاقاتِ ناچیز باعثِ خطا های بزرگ و ویرانی های بسیار شد؟ چقدر آدمی راهِ انسانیت را کج رفت...؟ چندین بار به یکدیگر قول دادیم و با تغییر شرایط پا روی قول هایمان گذاشتیم؟ بی آنکه بدانیم نهادِ یک قول این است که با تغییر شرایط محفوظ می ماند! چقدر تُف و لعنت به قبر پدران و پدر بزرگان ـمان فرستادیم که آخر این چه کاری بود با خودتان و مملکت ـتان کردید؟
حالا گذشته، گذشته است و ما در زمان حال، چهار چنگولی کلاه خود را چسبیده ایم که باد نبرد! به پس و پیش نگاه می اندازیم و باز هم راه را کج میرویم و همین نگاهِ به گذشته ای که می اندازیم و حرص میخوریم را آیندگان به ما می اندازند و حرص میخورند! حقیقتِ تلخی ـست که بخشی از یک تکاملِ بشری باشی، سخت است باور این محرز که فقط استراحت گاهی هستیم برای صده ها و هزاره های تکامل یافته ی بعدی...

برچسب: خستگی,خستگیا سیاوش,خستگی مزمن,خستگیا,خستگی چشم,خستگیات چند گل من,خستگی روحی,خستگیها قمیشی,خستگی بعد از انزال,خستگی مفرط, نویسنده: بردیا حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 21:24

صفحه بندی